[ و فرمود : ] دوستان خدا آنانند که به درون دنیا نگریستند ، هنگامى که مردم برون آن را دیدند ، و به فرداى آن پرداختند آنگاه که مردم خود را سرگرم امروز آن ساختند ، پس آنچه را از دنیا ترسیدند آنان را بمیراند ، میراندند ، و آن را که دانستند به زودى رهاشان خواهد کرد راندند و بهره‏گیرى فراوان دیگران را از جهان خوار شمردند ، و دست یافتنشان را بر نعمت دنیا ، از دست دادن آن خواندند . دشمن آنند که مردم با آن آشتى کرده‏اند . و با آنچه مردم با آن دشمنند در آشتى به سر برده‏اند . کتاب خدا به آنان دانسته شد و آنان به کتاب خدا دانایند . کتاب به آنان برپاست و آنان به کتاب برپایند . بیش از آنچه بدان امید بسته‏اند ، در دیده نمى‏آرند . و جز از آنچه از آن مى‏ترسند از چیزى بیم ندارند . [نهج البلاغه]

 

 

دل نوشته زیبا

 

دریا را بی خیال

زمین جواب نمی دهد

دیگر دل به آسمان زده ام !

 

دل نوشته زیبا

 

هرگاه خبر مرگم را شنیدی

در پی مزاری باش که بر سنگش نوشته :

ساده بودم ، باختم !

 

دل نوشته زیبا

 

انگشتان من به گره خوردن با انگشتان تو عادت داشته اند !

نیستی و حالا این قاتلان زنجیره ای شده اند

بختک جان دیوارهای این شهر

 

دل نوشته زیبا

 

سخت است تحمل ثانیه هایی که نمیگذرند

سخت است تحمل شب هایی که صبح نمیشوند

سخت است تحمل زخم زبان هایی که هر روز تلخ تر میشوند

سخت است تحمل آدم هایی که هر روز از خدا دور تر میشوند !

 

دل نوشته زیبا

 

بودنم در حسرت خواستنت تمام شد…

 

دل نوشته زیبا

 

جای خالی نبودنت میکوبـد بر دلم

اگر نیایی همین روزها ویرانه میشوم !

 

دل نوشته زیبا

 

درد دارد به خاطر کسی که با نسیمی میرود

خودت را به طوفان بزنی !

 

دل نوشته زیبا

 

این روزها مانند گلی شده ام که هر پروانه ای روییش می نشیند

و می رود بی آنکه قصه “عادت” را بفهمد !

 

دل نوشته زیبا

 

هنوز منتظرم که آمدنت مثل رفتنت باشد

بـــــــــ? خـــــــــبـــــــــر !

 

دل نوشته زیبا

 

نگران نباش ، حال من خوب است ، بزرگ شده ام

دیگر آنقدر کوچک نیستم که در دلتنگی هایم گم شوم

آموخته ام که این فاصله ی کوتاهِ بین لبخند و اشک نامش زندگیست

آموخته ام که دیگر دلم برای نبودنت تنگ نشود

راستی ، بهتر از قبل دروغ می گویم…

“حال من خوب است” ، خوبِ خوب…

دل نوشته

دل نوشته زیبا